تبلیغات
سایت اختصاصی طریقت قادری خالصی طالبانی - عرفان ما و مرتاضان هندی؟
(( اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‘ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ عَلی‘ الِ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ .))
تاریخ : 1391/10/8
نویسنده : نادر نادری

 

عرفان ما و مرتاضان هندی؟

انسان دارای روحی است که اگر تقویت شود، قدرت تصرف در امور و اشیای

 دیگر را به دست می‏آورد. البته این تصرف بر اساس نظام علی و معلولی است.

 مرتاضان و کسانی که کارهای خارق العاده انجام می‏دهند، تا حدودی دارای

کارهایی هستند که نوعی کرامت شمرده می‏شود و از این جهت با عرفا و صاحبان

 ولایت تکوینی تشابه دارند. دلیل آن را نیز باید در این نکته جست و جو کرد

 که نظام جهان بر اساس علت و معلول است و هر پدیده‏ای بر اساس علتی

موجود می‏شود. علت برخی امور روشن و واضح است

 

 

 

چنان که علت عادی توقف قطار ترمز لکوموتیوران است؛ اما علت برخی از کارها خلاف

 عادت است. مثل این که کسی با قدرت روحی خود قطار را متوقف می‏کند.

روح انسان فرمانده بدن است و کلیه کارهای بدن سالم تحت فرمان او انجام می‏شود.

 برخی از نفوس به دلیل تمرین‏ها و ریاضت‏های خاص چنان قوی می‏شوند که می‏توانند

افزون بر بدن خود، در انسان‏ها و اشیای دیگر نیز حالت تدبیر داشته باشند. انسانی که

اراده خود را قوی کرد، امکان می‏یابد بر امور و پدیده‏ها تاثیر بگذارد. این جزئی از نظام

 علت و معلول جهان مادی(1) و نشانه قدرت نفس انسان است؛ زیرا نفس انسان مظهر

خداوند است و در صورتی که تقویت شود، توان تصرف و انجام کارهای خلاف عادت را به دست می‏آورد.

تقویت نفس با تمرین‏هایی که اصطلاحاً ریاضت خوانده می‏شود، حاصل می‏گردد. ریاضت

دو گونه است: ریاضت شرعی که مطابق با شرع و با راهنمایی معنوی  الله

 انجام می‏شود؛ و ریاضت‏های غیر شرعی. پویندگان راه شریعت به

 

مدارج قرب الاهی و ولایت تکوینی نائل می‏آیند؛ اما آنان که از روش‏های غیر شرعی بهره می‏برند

، تنها توان تصرف در برخی امور را به دست می‏آورند.

عرفا و مرتاضان از جهت بروز کرامت با هم تشابه دارند و هر دو کارهای خارق العاده انجام

می‏دهند. البته آن که به مقام قرب وارد شد و از خود فانی گردید، در صدد بروز کرامت و

 کارهای خارق العاده نیست، و آنچه از وی عیان می‏شود، اموری است که از وسعت

وجودی‏اش ریزش می‏کند.(2)

 

آری، برخی انسان‏ها به واسطه قدرت روحی خود می‏توانند کارهای خارق العاده انجام

 دهند؛ زیرا نظام عالم براساس علت و معلول است، برخی از علت‏ها برای ما روشن

 است و آن‏ها را علت‏های عادی می‏خوانیم و برخی برای ما آشکار نیست و آن‏ها را

خلاف عادت می‏پنداریم. کارهای خلاف عادت این افراد به نفس انسانی ریاضت کشیده

منتسب است. بین این انسان‏ها و عارفان تفاوت‏های زیر قابل توجه می‏نماید:

 

1. عارف به مقام قرب بار یافته، براساس دستورهای شرعی به مقامی رسیده است که

 می‏تواند کارهای خدایی انجام دهد. امام صادق - سلام الله علیه - می‏فرماید: «العبودیه

جوهره کنهُها الربوبیه، فما فُقد فی العبودیه وُد فی الربوبیّه و ما خفی عن الربوبیّه اُصیب

 فی العبودیه؛ بندگی گوهری است که حقیقت آن مقام ربوبیت [تصاحب در امور] است.

 

 پس آنچه در بندگی پنهان است، در مقام ربوبیت یافت می‏شود و هر آنچه در مقام ربوبیت

 پنهان باشد، با بندگی حاصل می‏شود.(3) «رب» به معنای مالک و صاحب است که در

آنچه تحت تصرفش است، قدرت تصرف دارد. بدین اعتبار یکی از اسمای حسنای حضرت

 حق «رب» (صاحب اختیار تمام موجودات) است. «مقام ربوبیت» یعنی مقام تصرف در

 امور و اشیا. روایت شریف می‏گوید: آن که به مقام بندگی راه یافت ،دارای گوهری

 

 می‏شود که می‏تواند در امور و اشیا تصرف داشته باشد؛ به عبارت دیگر، حقیقت و کنه بندگی

 مقام ربوبیت است و آن که بنده شد، آقای جهان و مظهری از اسم «رب» خدای جهانیان می‏گردد

. ظاهر بندگی در دنیا اظهار و ابراز ذلت و عجز است و باطن آن آقایی. بنابراین، آن که به مقام قرب

 الاهی راه یافت، توان تصرف در امور و اشیای بیرون از خود را به دست می‏آورد. عرفا براساس

همین مقام کارهای خارق العاده انجام می‏دهند؛ اما مرتاضان باتمرین‏های خلاف شرع

نفس خود را تقویت می‏کنند.

 

2. هدف عرفا بروز کرامت نیست. هدف آن‏ها بندگی خدا و دعوت مردم به توحید و بندگی خداون

د متعال است و کراماتشان در جهت دعوت مردم به ماورای طبیعت و حقایق معنوی یا کمک

 به رفع مشکلات مردم تحقق می‏یابد. در حقیقت مَثَل آن‏ها مَثَل ظرف لبریز از آب است که

 گاه آب از آن سرازیر می‏شود؛ اما هدف مرتاضان رسیدن به شهرت یا تقویت نفس است.

3. عرفا بسته به درجه قربشان دارای قدرت تصرف و کارهای خارق‏العاده متنوع و گسترده‏اند

؛ زیرا آن‏ها خدایی شده‏اند وخدای عالم نامحدود است. پس هر چه بهره آن‏ها از فیض الاهی

 بیش‏تر باشد، قدرت بیش‏تری دارند. در حالی که مرتاضان از قدرت محدود و کارهایی با تنوع

 

 اندک بهره می‏برند؛ مثلاً آن‏ها نمی‏توانند مرده زنده کنند، ولی عارف بالله با اجازه الاهی مرده زنده می‏کند.

4. تمام کارهای عارفان با توجه به اجازه و رضایت الاهی براساس شرع و فضائل اخلاقی است؛

 

 بدون اجازه الاهی به هیچ کاری دست نمی‏یازند و در همه حال بنده اویند. مقام آن‏ها مقام

 فنای فی الله و بقای بالله است؛ برخلاف مرتاضان که براساس خواهش نفس کار می‏کنند و

چه بسا کارهای خلاف اخلاق نیز انجام می‏دهند.

 

5. کارهای مرتاضان بر آموزش وتمرین استوار است و انجام هر کاری با آموزش و تمرین و پشتکا

ر فرد میسر می‏شود؛ اما عارف بر اساس بندگی و مقام قرب دارای قدرت تصرف می‏شود و د

ر این جهت از کسی آموزش خاصی نمی‏بیند.

 

 




موضوعات مرتبط: تصوف و عرفان ,
برچسب‌ها: عرفان و تصوف , ریاضت , مرتاضی , فرق عرفان و مرتاضی , مرتاض , عالم عرفان , حال و احوال ,
آخرین مطالب