تبلیغات
سایت اختصاصی طریقت قادری خالصی طالبانی - شیخ معروف کرخی (رح)
(( اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‘ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ عَلی‘ الِ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ .))
تاریخ : 1391/10/21
نویسنده : نادر نادری
شیخ معروف کرخی (رح)


كنیه‌اش ابومحفوظ، فرزند فیروزان یا علی كرخی است. كرخ محله‌ای است در بغداد.
 گویند شاپور ذوالاكتاف در سمت غربی دجله قریه‌ای ساخت و آن را كرخ نامید. معروف كرخی
مرید و جانشین داود طائی بود. پدر و مادر معروف در اوایل حال ترسا بودند و او اسلام آورد. 
      گویند روزی با جمعی می‌رفت،
...







جماعتی جوانان آمدند و فساد می‌كردند تا لب دجله رسیدند. یاران گفتند: ای شیخ
 دعا كن تا حق تعالی همه را غرق كند كه شومی آنها به خلق سرایت نكند،

معروف دست‌ها را برآورد و گفت: الهی چنانچه در این جهان عیش‌شان خوش
 دادی در آن جهان نیز آنان را عیش خوشی نصیب فرما. اصحاب در شگفت
 شدند و گفتند: ای خواجه سر این دعا نمی‌دانیم. گفت: آن كس كه به او می‌گوییم

 می‌داند. توقف كنید كه هم اكنون سر این پیدا آید. آن جمع چون شیخ را بدیدند

 رباب بشكستند و كوزه بریختند و لرزه بر ایشان افتاد و بر دست و پای شیخ
 افتادند و توبه كردند. شیخ گفت: دیدید كه مراد جمله حاصل شد
 بی آنكه كسی غرق شود یا رنجی بیند.

      سری سقطی گوید: روزی معروف را مسافری رسید در خانقاه و قبله
 را نمی‌دانست. رو به سوی دیگر كرد و نماز گزارد. چون وقت نماز در آمد
 اصحاب رو به سوی قبله كردند و نماز خواندند مسافر خجل شد گفت: چرا

مرا خبر نكردی. شیخ گفت: ما درویشیم، درویش را با تصرف چه كار؟


      گویند معروف را خالی بود والی شهر، روزی به جایی خراب می‌گذشت،
 معروف را دید آنجا نشسته و نان می‌خورد و سگی پیش وی بود، لقمه‌ای در
 دهان خود نهاد و لقمه‌ای در دهان سگ. خال گفت:شرم نداری كه با سگ نان
 خور می‌شوی. گفت: از شرم نان بدو می‌دهم.


       از معروف پرسیدند تصوف چیست؟ فرمود: تصوف اخذ حقایق است و

 گفتن دقایق و نومید شدن از آنچه در دست خلایق است.

       از سخنان اوست كه: صوفی اینجا مهمان است، تقاضای مهمان بر میزبان
 خطا است كه مهمان كه مؤدب بود منتظر بود نه متقاضی.


       از او پرسیدند محبت چیست؟ جواب داد: محبت با تعلیم مردم به دست
نمی‌آید، بلكه از تعلیم حبیب است.

       شیخ اجل سعدی در باب چهارم بوستان در تواضع و فروتنی و حلم جناب
معروف كرخی اشعاری سروده كه قسمتی از آن را اینجا نقل می‌كنیم:


كســی راه معــروف كـرخی نجست                      كــه ننهــاد معــروفـی از ســر نخست

شنیــدم كه مهمــانش آمــد یكــی                      ز بیمــاری‌اش تــا بـه مــرگ انــدكی

شنیــدم كه شبها ز خــدمت نخفـت                      چو مردان میان بست و كرد آنچه گفت

شبــی بر سـرش لشكــر آورد خواب                      كـه چنــد آورد مــرد نــا خفتـه تــاب

به یك دم كه چشمانش خفتن گرفت                مســافـر پـــراكنــده گفتــن گــرفت

یكــی گفــت معــروف را در نهــفت                   شنیــدی كه درویش نــالان چـه گفت

بخنــدیــد و گفت ای دلارام جفــت                        پــریشــان مشو زین پریشان كـه گفت

گــر از نـا خوشی كرد بر من خروش                         مــرا ناخوش او خــوش آمــد به گوش

بــه دولت كســانی ســر افــراختند                    كـــه تـــاج تكبـــر بـــر انـــداختنـد

نبینـی كه در كــرخ تربت بسی است                 بــه جــز قبر «معروف»، معروف نیست


 به سال 200 یا 201 هجری وفات یافت. مزارش در كرخ بغداد زیارتگاه خاص و عام است.








موضوعات مرتبط: مشایخ بزرگوار و باوقار (رح) ,
برچسب‌ها: معروف کرخی , شیخ معروف کرخی , شیخ معروف کرخی (رح) , حضرت شیخ معروف کرخی , زندگی نامه معروف کرخی (رح) , معروف کرخی (قدس) , مشایخ ,
آخرین مطالب