تبلیغات
سایت اختصاصی طریقت قادری خالصی طالبانی - شیخ سری سقطی (قدس )
(( اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‘ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ عَلی‘ الِ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ .))
تاریخ : 1391/10/21
نویسنده : نادر نادری
شیخ سری سقطی (قدس )

       كنیه‌اش را در « تاریخ گزیده » ابوالحسن و در « مجالس المؤمنین » و

« نفحات الانس » ابوالحسین نامیده‌اند.

       او دایی جنید و در طریقت مرید معروف كرخی بود. در تصوف و عرفان

و زهد و تقوی به جایی رسید كه او را امام اهل تصوف خواندند.

       ابتدای حال وی آن بود كه روزی معروف كرخی با كودكی یتیم به دكان او آمد...









سری را فرمود كه كودك را جامه بپوشان. سری چنان كرد. معروف او را دعا فرمود و به هر مقام كه رسید از بركت دعای معروف بود. اوایل كار در بازار بغداد سقط فروشی می‌كرد و بدین جهت او را سقطی می‌خواندند.

       شیخ عطار حكایت كند كه شیخ سری گفت: روزی بازار بغداد آتش گرفت. كسی نزد من آمد و گفت: دكان تو نسوخت. گفتم: الحمدالله، و از گفتن این كلام، در حال به علت سودجویی برای خود در قبال خلق نادم و پشیمان شدم، و تاكنون سی سال است كه از گفتن آن الحمدالله استغفار می‌كنم.

       سری سقطی در بازار بغداد می‌نشست و دكانی داشت و هیچ چیز در دكان نبود كه بفروشد ولكن پرده‌ای از آن دكان آویخته بود و پس پرده نماز می‌كرد. وقتی كسی از جبل الكلام به زیارت وی به نشان بازار آمد تا به دكان وی رسید و آن پرده برگرفت، بعد از سلام، سری سقطی را گفت: فلان پیر از جبل‌الكلام تو را سلام گفته است. سری گفت:  وی از اینجا رفته است. در كوه رفتن مردی نبوَد، مرد باید به میان بازار در میان مردمان به خدای مشغول باشد و یك لحظه دل او از خدا غافل نشود.
       از سخنان اوست:

       "عارف آفتاب‌صفت است كه بر همه عالم بتابد و زمین‌شكل است كه بار همه موجودات بكشد و آب‌نهاد است كه زندگانی دل‌های همه بدو بود و آتش رنگ است كه عالم به او روشن گردد".

       "حسن خلق آن است كه خلق را نرنجانی و رنج خلق بكشی، بی كینه و مكافات".
       تاریخ وفات او را بعضی
253 هجری و برخی 251 هجری دانسته اند. 







موضوعات مرتبط: مشایخ بزرگوار و باوقار (رح) ,
برچسب‌ها: سری سقطی , شیخ سری سقطی , شیخ سری سقطی (رح) , زندگی نامه شیخ سری سقطی , زندگی نامه سری سقطی , سری سقطی (قدس) , مشایخ ,
آخرین مطالب