تبلیغات
سایت اختصاصی طریقت قادری خالصی طالبانی - شفاعت
(( اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‘ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ عَلی‘ الِ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ .))
تاریخ : 1392/01/3
نویسنده : نادر نادری

شفاعت


شفاعت، عبارت است از میانجیگری بین دو فرد و در خواست نمودن چیزی یا رفع

مشکلی را از شخصی برای کسی دیگر ، مثلا شفاعت پیامبر به این معنا است که

 عفو و بخشش گناهان و یا بر طرف کردن مشکلات و برآوردن حوائج برای مومنین

 از خداوند وهاب طلب کند.

بنا بر این در حقیقت شفاعت ، نوعی دعا و امید وار شدن به در گاه خداوند متعال

، برای رفع گرفتاری دنیوی و اخروی می باشد .










خداوند از نظر لطف و کرمش ، نسبت به بندگانش و دستیابی آنان به احسان و رضا مندیش ، راههای زیادی را قرار داده است که تقاضای دعا و شفاعت برای همدیگر و طلب مغفرت از در گاه ایزد یکتا ، یکی از آن راهها است چون خداوند دعای ما را در حق گذشتگان و اموات قبول می کند، زیرا خود تعلیم دعا برای آنها نموده است(.ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذین  سبقونا بالایمان).(حشر-10)

همچنین در دعایی که در نماز جنازه خوانده می شود ، که اگر فایده ای نداشت خواندن ان عبث و بیهوده بود. همینطور هم خداوند متعال برای پیامبران ، صدیقین ، شهدا، صالحین، فرشته ها و بچه های کوچک احترام و حرمتی قرار داده استکه توسط انها به اجابت دعا و قبولی شفاعت به درگاه رب العزت امید داشته باشیم.

در قرآن مجید، درباره شفاعت آیات متعددی وجود دارد ، مثل  :

1. مَا مِن شَفِیعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ (یونس-3). کسی میانجی نمی تواند باشد، مگر پس از اجازه او(خداوند).

2. وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى (انبیا -28).و آنان (پیامبران) هرگز برای کسی شفاعت نمی کنند ، مگر آن شخص که (بدانند) خدا از آن خشنود است( و اجازه شفاعت او را داشته باشد)

3. ‏ یَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِیَ لَهُ قَوْلاً ‏ (طه-109).در آن روز(قیامت ) شفاعت(هیچ کس) سودی نمی بخشد، مگر ( شفاعت کسی که خداوند مهربان به او اجازه دهد و گفتارش را بپسندد.

در روز قیامت ، شفاعت به سه شرط انجام می شود.

1.   خدا به شفاعت کننده اجازه شفاعت دهد

2.   آنچه در خواست میشود ،خدا پسندانه باشد

3.   خدا راضی شود از کسی که شفاعت برای او انجام گیرد.

4. ‏ وَلَا یَمْلِكُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ‏ (زخرف-

86).معبود هایی که مشرکان به جز خدا به فریاد می خوانند و می پرستند ، قدرت و

توانایی هیچ گونه شفاعت را ندارند ، مگر کسانی که آگاهانه به حق شهادت و گواهی

داده باشند( خدا را به یگانگی پرستیده باشند).

اما باید به اجازه و رضایت خداوند باشد، معنای آیات این نیست که نباید شفاعت خواهی کرد  و یا این که خداوند جل اعلی را مجبور کنند، شفاعت را قبول نماید، و خداوند هم مانند انسانها ، از روی اجبارو یا شرم و حیا و ترس (العیاذ بالله) وادار به پذیرش شفاعت شود، البته هیچ فرد مسلمانی هم نمی گوید که یا رسول الله ، به طور اجبار و قهر و غلبه بر خدا ، برای من شفاعت کن. ، پس این آیات و آیات دیگری در این باره به این معنی نیستند که غیر از خدا ، شفاعت خواستن جایز نیست ، بلکه چنین توضیح می دهند که بدون اجازه او ، هیچ کس نمی تواند شفاعت کند.

و جز مواردی را که خداوند راضی نباشد، شفاعت صورت نخواهد گرفت.و هیچ احدی قدرت ندارد به تنهایی و به اجبار خداوند را وادار به اجابت شفاعت کند ، برای تفهیم نحوه شفاعت می توان مثالهای زیر را جهت توضیحات بیشترآورد تا مسئله شفاعت روشن شود. مثلا اگر عده ای مجرم و متهم را به دربار سلطانی حاضر نمایند و یکی از آنها نسبت به نزدیکی با وزیر او داشته باشد ، و وزیر هم درباره آن مجرم، ازپادشاه طلب عفو و بخشش کند ، یقینا سلطان فکر خواهد کرد که اگر ان مجرم را نبخشد ، وزیر از او ناراحت و رنجیده می شود. و شکی نیست با این کدورت خللی در مملکت او ایجاد می شود پس از روی اجبار و ناچاری مجرمی را که با وزیر قرابت دارد می بخشد.

مثال دیگر این که یکی دیگر از مجرمین فردی است ، هنرمند که وجودش برای کشور و جامعه ، بسیار لازم ومفید است و مملکت به وجود او نیاز مبرم دارد و کسی این امر رابه اطلاع سلطان می رساند ( البته عدم اطلاع برای خدا وجود ندارد.) پادشاه هم بعد از خبر دار شدن از این موضوع ، احساس می کند که در زنده ماندن او، منفعت بیشتری است تا کشتنش لذا از روی نیاز و  اجبار ، او را هم مورد عفو قرار می دهد.اما مثال سوم به این صورت است که یکی از این مجرمان هست که پادشاه اطلاع دارد که او خلاف کار حرفه ای نبوده ودر کارهای زشت و خطا پایبندی نمی کرد وبه فریب شیطان و افراد ناباب به این جرم و گناه کشیده شده است ، لذا پادشاه بر ان می شود که او را عفو کند ، اما به خاطر نشان دادن دوستی اش با دربا ریانش مخفیانه به یکی از دوستانش اشاره می کند که برای مجرم وساطت کند در نتیجه با رضایت و خشنودی کامل، نه به اجبار مانند دو بخشش قبل ، او را می بخشد.

شفاعت در بارگاه الهی نیز به صورت مثال سوم صورت می گیرد، یعنی کسانی که خداوند از آنها رضایت دارد و با اراده بخشش اجازه شفاعت برای او می دهد.  برای همین فرموده است:( مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ)(بقره-255).کیست آنکه در پیشگاه او میانجیگری کند ، مگر با اجازه خودش( خداوند متعال).

بنابر این درباره کسی که اراده خداوندی بر آن باشد که او را ببخشد ، سفارش و وساطت او را در قلب یکی از اولیا الله جلوه گر می کند و ظاهرا به وساطت و شفاعت او آن شخص گناهکار را می بخشد ، و هیچ شکی نیست که شافع حقیقی ذات بی همتای خود اوست، و لا غیر. آیه مبارکه(قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعاً) (زمر -44). بگو هرگونه میانجیگری ازآن خداست. که نشان دهنده همین امر است . مولانا جلال الدین رومی در این باره می گوید:

اولیا را هست قوت از اله                تیر بر جسته  باز گرداند زراه

چنانچه می بینیم مولانا نگفته است که دوستان خدا به ذات خود ، قدرت و استقلال دارند بلکه تاکید بر این است که انها نشات گرفته ( از نظر لطف و کرم) از قدرت خدا ست که کمک حال انهاست ، که می توانند تیر جسته( بلاها) را از مسیرشان منحرف کرده ، مانع شوند که به هدف بخورند.

در مورد دعا کردن و صلوات فرستادن برای حضرت محمد خداوند متعال خطاب به مومنین می گوید:( ‏ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً ‏ا).(احزاب -56). هر اینه خدا و فرشتگان او درود می فرستند بر پیامبر ، ای مومنین شما هم بر او صلوات( دعا و طلب مغفرت و رحمت) بفرستید  و با احترام بر او سلام گویید و تسلیم دستور های او باشید.

در حدیث شریف است که چون این ایه نازل شد ، صحابه عرض کردند یا رسول الله طریقه سلام بر ما معلوم شده است یعنی در التحیات خوانده می شود: السلام علیک یا ایها النبی و رحمه الله و برکاته.لطفا طریقه صلوات را بر ما ارشاد فرماییدآن حضرت فرمودند: اللهم صلی علی محمدو ال محمد...

همچنین در حدیث شریف است هر کسی اذان را شنیده بعد از پایان آن ، این دعا را برای پیغمبر بنماید: اللهم رب هذا الدعوه التامه و الصلوه القائمه ات محمد ا الوسیله و فضیله و ابعثه مقاما محمودا وعدته انک لا تخلف المیعاد. یعنی ای الله تو که صاحب این وقت کامله و نماز خواندنی هستی ، عطا فرما حضرت محمد را وسیله و فضیلت و او را بر مقا م محمود متمکن کن مقامی که به ایشان وعده فرموده ایدو همانا تو وعده را وفا خواهی کرد.

حضرت محمد فرمودند: هر کس بشنود اذان را و این دعا را بخواند ، شفاعت من در روز قیامت به او می رسد.

بنا به آیات و احادیث فوق از ما خواسته شده است تا رباره حضرت محمد دعا کنیم تا خداوند متعال درجاتش را بالا ببرد  و او را مقام وسیله و فضیلت دهد م مقام محمود عطا فرمایدو آیاما می توانیم از آن حضرت طلب دعا و شفاعت کنیم، تا از خداوند بخشنده ، مغفرت گناهان ما را بخواهد؟ چگونه می توان باور کرد که دعای ما برای آن حضرت درست و مطابق با توحید است ، ولی تقاضای ما از او نادرست و شرک  به خدااست.در حالی که نیاز ما به دعای خیر پیامبر فوق العاده بیشتر می باشد ، نسبت به دعای ما برای آن حضرت که معصوم بوده و محبوب خدا می باشد، و در صورتی که خود خداوند هم او را به دعا کردن برای مومنین چه مرد و زن سفارش می کند.

وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ.(محمد-19).ای محمد برای گناهان خود و مردان و زنان مومن (از خداوند) آمرزش بخواه.

در حدیثی صحیح حضرت عمر ابن خطاب(رض) روایت می کنند که حضرت محمد(ص) فرمودند: هنگامی که حضرت ادم ترک اولی را مرتکب شد عرض کرده ، ای پروردگارم، وقتی من را به قدرت کامله خود خلق نمودی ، و روح را در من دمیدی ، سرم را بلند کردم ، دیدم بر ستون های عرش عظیم نوشته شده است. لا اله الا الله و محمدا رسول الله. پس دانستم که محمد بهترین مخلوق تو است ، چون نام او را با نام خود همراه قرار داده ای . از طرف خداوند خطاب رسید ، خوب فهمیدی، ای آدم همانا بهترین و محبوبترین خلق نزد من حضرت محمد است، هر گاه به وسیله محمد از من سوال کنی، تو را خواهم بخشید ، و چنانچه حضرت محمد نبود ، توراهم خلق نمی کردم.

اگر گفته شود خواستن دعا از میت به مثابه عبادت و پرستش اوست خیالی است واهی !! چون تقاضای دعا هرگز  عبادت و پرستش محسوب نمی شود و اگر طلب دعا ، عبادت و پرستش باشد، پس از افراد زندهئهم در خواست دعا کردن درست نیست ، در صورتی که در دین مبین اسلام هیچ کس درخواست دعا اززنده را نا چیز ندانسته ( بلکه به ان سفارش هم شده است

) چون اگر درخواست دعا از غیر خدا در این دنیا  شرک می باشد باید در آخرت هم جایز نباشد ،چگونه می توان باور کرد که مردم را در این دنیا از شرک باز داشت ولی در آخرت شرک بر آنها جایز و مباح باشد.

ما مسلمانان معتقد هستیم که حضرت محمد مستجاب الدعوه بوده و دارای مقام بلند شفاعت در پیشگاه با عظمت و عزت خداوند می باشد و برای امت گناه کارش استغفار و دعا می کند ، چون اعتقاد داریم و می دانیم که حرمت و عزت  حضرت محمد بعد از وفاتشان از این جهان فانی، در بارگاه احدیت ازبین نرفته است و درجه و منزلتش نزد پروردگارش باطل نشده است، و آن حضرت بطور دایم مقرب درگاه با عزت خداوندی  است ، نه این که بعد از رحلت از این دنیا ارزش و احترامش را نزد ایزد متعال از دست داده باشد. زیرا خود رسول الله (ص)فرموده است: زنده بودنم برای شما خیر است، با من حرف می زنید  من هم باشما سخن می گویم. در وفات من نیز برای شما خیر است چه عمل های شما را بر عرضه می دارند ، کارهای خوب شما را که می بینم ، خدا را شکر می کنم و کار های بد شما را که می بینم برای شما استغفار می کنم.

خداوند ما را از شفاعت آن حضرت بی نصیب نفر ماید. پرور دگارا تو را به دوستی با دوستان خود(اصحاب کهف) سگ ایشان(وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ) را پذیرفتی ، ما را نیز به حرمت روح پاک محمد صلی الله علیه وسلم و اولیای تو ، خواهان دوستی توییم. امید است ما راهم از نظر رحمتی که به دوستان خود داری محروم نگردانی و حشر ما رانیز با ایشان نمایی، که رضای تو انجاست، و سعادت ما نیز رضای توست.آمین



:      دعای خیر     :




موضوعات مرتبط: فضایل ،ارکان و آداب اسلام ,
برچسب‌ها: محمد رسوالله , شفاعت , شفاعت کنند , شفاعت حضرت محمد (ص) , چه کسی شفاعت می کند , شفاعت رسوالله , طالبانی ,
آخرین مطالب