تبلیغات
سایت اختصاصی طریقت قادری خالصی طالبانی - جهاد نفس
(( اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‘ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ عَلی‘ الِ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ .))
تاریخ : 1394/03/7
نویسنده : نادر نادری

جهاد نفس


چنانکه خدا از قول آنها حکایت کند «و ما کان لِیَ عَلیکم من سلطانِ إلا أن دَعَوتُکُم» ابراهیم:22

و وظیفه روح مجرد و قلب، دعوت است و اجبار. مادام که شخص به اختیار خودش جلو خویش

را از دست عاقله نگسلد و به دست شیطان و نفس ندهد دچار گناه نشود.


بقیه در ادامه مطالب:

این سازمان بشر به منزله کشوری،بلکه عالمی است وسیع، و عضلات و مفاصل و رگها و اوصاف او کشاورزان و پیشه وران و روح حیوانی و روح نباتی و قوای آنها ارباب و منتفذین و فرماندهان آن.

و این کشور امکان دارد محل صلاح و یا محل فساد باشد،و روح ومجرد پادشاهی است مسلمان، و کابینه شاهانه او در طرف راست، و قلب نخست وزیر او است.

و کابینه نخست وزیری او در طرف چپ،و قوه عاقله باطنه وزیر جنگ و فرمانده کل قوای او، و سرّ و خفی و اخفی و سایر وزرای او، و سیصد و پنجاه و پنج لطیفه ربانیه کوچک مجرد - که هر یک تعلق به یکی از رگهای عمده بدن دارد- جنود او.

و ششصد فرشته معین و هادی و امدادکننده و محافظ قوای او و مدافع دشمن ،و امداد خداوندی ناصر او، و توجهات روح محمدی (ص) و سایر ارواح اولیای سلف، معاون و فریاد رس او.

و نفس انسانی،ظاهر پادشاهی کافر است و کابینه شاهانه او در پیشانی است چنانکه خدای تعالی می فرماید: «ناصیة کاذبة خاطئة»علق:16

و شیطان نخست وزیر او وکابینه نخست وزیری او در نقطه حظ اللعین که یک نقطه سیاه است در قلب صنوبری.

و روح می خواهد این عالم بشر را تسخیر ،و او را به غایت تعالی و قرب خدا و آشنائی و شناسائی رساند،

و نفس بالعکس،می خواهد همه را مانند خود به غایت تسافل و دوری از خدا و بیگانگی رساند.

و هرکس به دقت در وقت عبادت یا گناه در خود بنگرد، می بینید که همین دو دسته بی اختیار در دل او بطور حدیث النفس مذاکره می کنند، مثلا گاهی به دل او محاسن نماز آید و گاهی سستی از آن...

وظیفه شیطان و نفس آواز و ندا و دعوت است نه اجبار،


پس اگر:

انسان اختیار خویش را تابع روح و قلب کرد آنوقت در ابتداء روح، تقویه جنود را می نماید،این را مرابطه گویند؛

سپس آنها را موافق صلاح وقت دسته بندی ،و هر دسته را در یک نقطه می گذارد، آنرا مشارطه گویند؛

بعد از آن امر به هجوم بر لشکر نفس می کند، این را جهاد اکبر گویند؛

و ندای هر یک از این دو قوا بر یکدیگر، و ثبات در زد و خورد را مصابره گویند؛

و ثبات بشر را در این حال که دوباره لگام اختیار را از دست روح نگسلد صبر گویند؛

در این وقت امدادی تازه از طرف خدا آید آن را نصر گویند؛

پس لشکر نفس را شکست دهد آن را ظفر گویند؛

و برعالم بدن مسلط گردد، آن را فتح گویند؛

ونتیجه آن را فوز و سعادت دارین گویند؛

و اگربشر موفق به اتمام جهاد شد،در آخر به ولایت رسد و ایمان او به کلی مستحکم گردد

،چنانکه اگر چه مغیبات را ندیده باشد، همین که از یک نفر صالح چیزی را شنید،

فورا آن را قبول کند، به شرط آنکه مخالف ظاهر شریعت نباشد، از اینجا امیر المؤمنین علی(ع) فرمود: (لَو کُشِفَ الغَطاءُ ما ازددتُّ یقیناً)

منبع: تعدیل شریعت و طریقت






موضوعات مرتبط: فضایل ،ارکان و آداب اسلام ,
برچسب‌ها: شریعت , طریقت , اسلام , جهاد , نفس , جهاد نفس , نفس انسان ,
آخرین مطالب