تبلیغات
سایت اختصاصی طریقت قادری خالصی طالبانی - در سیر و سلوک اولی الالباب
(( اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‘ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ عَلی‘ الِ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ .))
تاریخ : 1394/03/7
نویسنده : نادر نادری

در سیر و سلوک اولی الالباب

قرآن کریم دعوت به تعقل را توام با تزکیه نفس

 نموده و باید دانست که عقل و

 استدلال پله اول و راه فطرت و تزکیه نفس

مرتبه بالاتر و والاتر از آن است،




بقیه در ادامه مطالب:






علما و

بزرگان نیز اگر چه در مسائل عقلی غور می نمودند اما هیچگاه تهجد و تضرع و

تزکیه نفس را فراموش نکرده و همواره از آن مدد می جستند.



 

خلاصه سیر الی الله

 

سالک راه حقیقت اگر در این راه پر صعوبت ، استقامت به خرج دهد پرده های ظلمانی عالم ماده از جلوی چشم او کنار رفته و مسائلی از غیب را نظاره می کند که این مکاشفات در ابتدا به صورت پراکنده و بی اختیار است و سالک باید با استقامت بر اعمال بکوشد تا آنها را از حال به مقام برساند یعنی برایش انکشاف همیشگی حاصل آید و با اختیار خود بتواند هر زمانی کشف حجاب نماید و نیز باید با مجاهدات زیادی بین آن حال انکشاف و حال ظاهری جمع کرده و هر دو را توام تحمل نماید.

 

حب ذات

 

قابل تامل است که آنچه ابتدا باعث حرکت سالک می گردد حب ذات است و این یک امر فطری است، همانگونه که در قیامت جهنمیان حاضرند همه چیز را برای نجات جان خود فدا کنند و هیچ چیز را بر خود ترجیح نمیدهند و این نص صریح قرآن است.

 

و بر طبق همین حب ذات است که انسان کمال خود را دوست دارد، پس سالک پس از اینکه قطع علاقه از عالم کثرات نمود باید از جسم و جان خود نیز قطع علاقه نماید و در اینجاست که دیگر حق ندارد برای کشف و کرامات یا طی الارض و اخبار از مغیبات و اطلاع بر ضمایر و تقرب و اسرار و تصرف در مواد کاینات ذکری بگوید یا ریاضتی بکشد و یا برای استکمال و بروز قوای نفسانی عملی انجام دهد و الا مخلص نبوده و مصداق آیه«افرایت من اتخذ اله هواه» می باشد.

 

پس از این مرتبه سالک دیگر خود را و حیات خود را که برای خدا دوست می داشت فانی در جمال حق نموده دیگر خودی نمی بیند و غیر از جمال ازلی و ابدی رخساره ای ندیده و خود را در این دریای بیکران غرق نموده اثری از او نخواهد ماند.

 

رعایت شرع

 

سالک الی الله در تمامی مسیر باید هوشیار باشد و پا از احکام شرعیه بیرون نگذارد و ظواهر شرع و مسائل فقهی را که علما بیان می دارند رعایت نماید.

 

طهارت قلب

 

-همچنین در ابتدای کار که می خواهد خانه دل را از اغیار پاک نماید باید کمال دقت را نماید تا چیزی از رذائل اخلاقی و ذره ای از قاذورات شیطانی در آن نماند که این مانعی بس بزرگ برای او خواهد شد و علت اینکه بسیاری از بزرگان پس از سالها مجاهدت به مقصد نرسیده و سقوط کردند این بود که در مرحله پاکسازی قلب به طور کامل کار نکرده بودند و همین مساله باعث شد که رسوبات خبائث نفسانی در موقع مناسب خود قیام نموده و تعادل روانی او را بر هم زده و موجبات سقوط او را فراهم آورند.

 

اعتدال در خودسازی

 

-همچنین سالک باید حظ و بهره هر عضوی را به او عطا نماید و هیچیک را معطل نگذارد چه اعضای ظاهری و چه اعضای باطنی. و باید هر یک را از طریق شرعی ارضاء نماید تا سر به طغیان بر ندارد.

 

مراقب باش

 

-سالک مبتدی شاید بگوید که نیازی به بیان این همه نبود و تمام مطلب به کار نمی آید اما بدان که این را تقریر نمودم و تا آخر مسیر را برایت اجمالا مشخص نمودم تا بدانی که ره چقدر دراز است و تو در کجائی و چقدر از عمر را تلف نموده ای،باشد که به خود آیی و بر سرعت خویش بیافزایی، که اگر کندرو باشی از شر قطاع الطریق و راهزنان این مسیر در امان نخواهی ماند و در آخرت حسرت و افسوست بسیار خواهد بود .

 

پس بکوش که در قبال نقدینه عمر که هر روز بی اختیار می پردازی کالای شایسته ای خریداری نمایی.

 

شرح تفصیلی طریق و کیفیت سلوک الی الله

 

بدان که خداوند هیچ قوه ای را که به مرحله فعل رسیده باشد معطل نمی گذارد و با عدل خدا مطابق نیست که رحمت خویش را از استعدادهایی که به مرحله شکوفایی رسیده بازدارد پس اگر کسی واقعا و قلبا خواهان هدایت باشد خداوند راه را بروی او می گشاید و وسائل هدایت را برایش فراهم می نماید.

 

24 شرط لازم برای سلوک:

 

1-ترک عادات و رسوم و تعارفات:سالک باید در روابط با دیگران مانند آنان نباشد که تمام کوشش و عمر خود را صرف یافتن دوست می کنند و تمام عمرشان در اجتماعات می گذرد و همچنین نباید تمام رسم و رسومات را کنار گذاشته و از محاسن اجتماع نیز محروم شود و از طریق گوشه گیری کسب اشتهار نماید بلکه باید حد وسطی بین این دو انتخاب نماید اما در نظر داشته باشد که هیچگاه تسلیم آداب و رسوم غلط و نادرست نگردد و همواره در قبول و رد مسائل سود و زیان عقلی و شرعی آنها را بسنجد.

 

2-عزم:کسی که در میدان مجاهده پای گذارد با ناملایمات و کنایه و مخالفتهای زیادی روبروست که اگر در برابر آنها از خود بی ارادگی نشان داده و خود را ببازد هیچگاه به جایی نخواهد رسید بلکه باید مردانه در برابر آنها مقاومت نماید.

 

3-رفق و مدارا:سالک نباید مجذوب حالات زودگذر و شوق و رغبتی که در ابتدا برایش دست می دهد بشود بلکه باید با نفس خویش که به منزله نهال جوانی است مدارا نموده و بیش از ظرفیتش عبادت به او تحمیل نکند زیرا بیم آن است که باعث عاقبت به شری می گردد به طوریکه پس از مدتی سالک به مهمترین عبادات نیز بی رغبت می شود و در اثر خستگی از کمترین حرکتی وا می ماند.

 

حضرت امام صادق(ع) می فرماید:یا عبدالعزیز ان الایمان عشر درجات...و اذا رایت من هو اسفل منک بدرجه فارنعه الیک برفق و لا تحملن علیه ما لا بطیق فتکره .

 

حضرت امام صادق(ع) می فرماید:و لا تکرهو علی انفسکم العباده.

 

4-وفا: یعنی از آنچه توبه کرد دیگر برش مراجعت ننماید و در وعده ما استوار باشد.

 

5-ثبات و دوام: باید دانست آنچه از ذوات خارجیه که با حس ما مدرک می شود علاوه بر صور مادیه مدرکه حقایقی دارند ماوراء ظواهر و محسوسات و مجرد از لباس ماده و زمان و مکان که از مقام واقعیت خود تنزل پیدا کرده و برای ما قابل درک گشته اند، قرآن می فرماید:

 

-و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم

 

-ما عندکم ینفد و ما عندالله باق

 

و در حدیث گفته اند: نحن معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم.

 

و حد مشادلات بر کیفیات حقایق دارد یعنی حقایق عالیه را تنزل می دهیم و موافق با فهم شنونده بیان می کنیم و چه بسا از حقایق زنده و ذی شعور تعابیری می کنند که می رساند آنها فاقد ذهن و شعورند مانند نماز، روزه، حج، مسجد و...

 

-و سالک باید با مجاهده از صور جسمانی گذشته، صور ملکوتی را مشاهده کند تا از حال به مقام ملکه ارتقاء یابد.

 

*-برای این کار باید عملی را که مطابق استعداد و عزم اوست انتخاب نماید و اگر احیانا ثبات دوام آن را عزم نیست اختیار ننماید زیرا در صورت متارکه عمل حقیقت به مخاصمه بر می خیزد یعنی آثار نورانی آن رخت بر می بندد در نتیجه آثاری ضد آثار عمل در نفس پدید می آید و ظلمت تیرگی در آن ظاهر می شود به همین دلیل است که اعمال خیر در بعضی ایجاد سرور و بهجت و در بعضی ایجاد غم و اندوه می نماید.

 

6-مراقبه:و این از اهم شرایط سلوک است و سالک باید در جمیع احوال مواظب باشد تا از آنچه وظیفه اوست تخطی ننماید و از آنچه به درد دین ودنیای او نمی خورد دوری کند،

 

به گفته بعضی مشایخ مراقبه مانند پرهیز از غذاهای مضر برای مریض و ذکر و فکر مانند دارو برای اوست پس بدون مراقبه حتی ذکر و فکر نیز بی اثر است لذا بزرگان سالک بی مراقبه را از ذکر و فکر منع نموده و ذکر و فکر را بر حسب درجات سالک انتخاب می نمایند.

 

7-محاسبه:یعنی در وقت معینی به حساب اعمال روز خویش رسیدگی کند، امام کاظم (ع)می فرماید: لیس منا من لم یحاسب نفسه کل یوم مره، سالک باید اگر تخلفی در روز داشته استغفار و اگر نداشته شکر نماید.

 

8-مواخذه: سالک باید اگر خیانتی از نفس مشاهده نمود به نحو مقتضی او را تنبیه نماید.

 

9-مساعدت: که باعث نجات از قطاع طریق و جلوگیری از فوت اوقات می گردد.

 

10-ارادت: سالک باید به همه صاحبان شریعت خلفای حقه و همچنین به جمیع منسوبان پروردگار چه حیوان و چه انسان در هر مقام و مرتبه ای محبت کند و این از آثار محبت به خداست الهی اسئلک حبک و حب من یحبک

 

11- ادب نگاه داشتن: یعنی آنچه خلاف مرتبه عبودیت است از او سر نزند و مرتبه کامل ادب آنست که در همه احوال خود را در محضر حق سبحانه بداند در حال تکلم و سکوت، خوردن و خوابیدن و سکون و حرکت و...ادب را ملحوظ دارد و اگر پیوسته توجه به اسماء و صفات الهی نماید قهرا این حال برایش پیدا می شود.

 

12-نیت:نیت سه مرتبه دارد، عبادت تجار، عباد، احرار، که دو دسته اول آلوده به شرکند و دسته سوم نیز اگر سالک هم محب و هم محبوب را ببیند دچار نقص است و آنگاه خالص می شود که فقط محبوب را ببیند و خود را از شائبه نیت خالص کند چون انسان طبعا طماع است به همین علت هر نیتی که می کند از طمعی کوچکتر به طمع بزرگتری سیر می کند.

 

13-الصمت: و آن بر دو قسم است: الف-سکوت عام و مضاف- که همان حفظ لسان از زیاده روی با مردم و اکتفا به اقل ما یمکن که مطلقا ممدوح است و همیشه و در هر مرحله سلوک باید مراعات شود.

 

قال الصادق(ع): ان الشیعتنا الخرس

 

الصمت شعار المحبین و فیه رضا الرب و هو من اخلاق الانبیا و شعار الاصفیاء.

 

ب-سکوت خاص و مطلق و آن عبارتست از حفظ لسان از تکلم با ناس در حین اشتغال به اذکار.

 

14-جوع: و باید به اندازه ای باشد که باعث بر ضعف نگردد همچنین زیاد خوردن و سیر بودن نفس را ملول می کند.

 

15-خلوت: که دو گونه است خلوت عام یعنی دوری گزیدن از صاحبان عقول ضعیفه و غیر اهل الله مگر به قدر ضرورت. و ذرالذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیوه الدنیا.

 

و خلوت خاص که دوری از جمیع مردم در هنگام عبادات و اذکار و بهتر است عبادات در جایی باشد کوچک و به دور از زخارف دنیوی و صداهای تشویش آور.

 

16-؟سهر: و آن بیداری سحر بقدر طاقت سالک است.

 

17-دوام طهارت: و عبارتست از دوام وضو و اغسال واجبه و مستحبه حتی الامکان.

 

18-مبالغه در تضرع: مسکنت و خاکساری و بکاء است.

 

19-احتزاز لذائذ: و دوری از مشهیات به قدر استطاعت و اکتفا به آنچه قوام بدن و حیات بدان است.

 

20-کتمان سر: و این شرط بسیار مهمی در سلوک است و بزرگان گفته اند که سالک حتما باید تقیه نماید خواه در عمل و اوراد و اذکار باشد و خواه در واردات و حالات و مکاشفات، حتی اگر تقیه غیر ممکن شد باید توریه نمود یا عمل و ورد را ترک گفت. واستعینوا علی حوائجکم بالکتمان

 

21-شیخ و استاد: و آن دو قسم است الف-استاد عام و اینان افرادی هستند که مراتبی طی نموده اند و حتی از مرحله مکاشفه و ... نیز گذشته اند و انسان سالک برای رفع مشکلات و کمک در طی طریق به آنها رجوع می کند و لزوم رجوع فقط در ابتدای سیر و سلوک است فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون.

 

ب-استاد خاص: و آن امام معصوم است که همیشه و در همه مراتب همراه سالک است و سالک هیچگاه از آنان پیش نمی افتد و باید در تمامی مسیر از حقیقت و نورانیت آنها مدد بجوید، ضمنا اینکه برخی از کمالات اسماء الهی در سالک ظهور کند چندان بالا نیست بلکه باید هدف تجلی ذات باشد.

 

22-ورد: و آن عبارتست ازاذکار و اوراد لسانیه و کیفیت و کمیت آن منوط به نظر استاد است چه آن حکم دوائی دارد که برای بعضی نافع است و برای بعضی مضر است و باید دانست که ذکر غالبی بدون توجه قلبی هیچ ارزشی نداشته و ممکن است قساوت هم بیاورد.

 

23و24و25-نفی خواطر و ذکر و فکر: و این سه مرحله از مهمات وصول به مقصد است و بسیاری در یکی از این سه مرحله یا توقف نموده و یا دستخوش هلاک گردیده اند،

 

اما نفی خاطر: عبارتست از تسخیر قلب و حکومت بر آن تا سخنی نگوید و عملی انجام ندهد و تصور و خطره ای بر آن وارد نشود مگر به اذن صاحب آن و تحصیل این حال بسی صعب و دشوار است و سالک باید هنگامی که مورد هجوم خواطر و خیالات قرار گرفت از ذکر خدا ( یعنی یاد اسماء الهی ) مدد جوید و با دعوت دوست به خانه دل دشمن را از آن بیرون نماید و در امر مراقبه اهتمام ورزد اما مراتب مراقبه:

 

1-سالک از محرمات اجتناب کرده و واجبات را اتیان کند و در این امر به هیچ وجه مسامحه نورزد.

 

2-هر چه می کند برای خدا باشد و هدفش را از غیر خالص نماید و از امور امو و لعب بپرهیزد و چون در این امر اهتمام نمود دیگر در مسائل دنیوی خود را نباخته و این خودداری در او به سر حد ملکه می رسد.

 

3-پروردگار را همیشه حاضر و ناظر و نگران خلق و شاهد بر اعمال خود ببیند و این مراقبه را در تمام احوال باید رعایت نماید.

 

4- که مرتبه ای بالاتر از قبل است و آن اینکه خودش خدای را حاضر و ناظر ببیند و مشاهده جمال الهی نماید.

 

قال الرسول (ص): اعبدالله کانک تراه فان لم تکن تراه فانه یراک

 

عوالم چهارگانه

 

و بدان که سالک در طی طریق 4 عالم را پشت سر می گذارد که به ترتیب عبارتند از:

 

عالم اول:توحید افعال که درآن به مقام فنای در فعل می رسد و می فهمد که فعل از او سر نمی زند بلکه از خداست و در اینجا تمام آثار فعلی خود را از دست می دهد.

 

عالم دوم:توحید صفات، و در اینجا به مقام فنای در صفات می رسد و دیگر صفتی برای خود نمی بیند و می فهمد که عالم و قدرت و سایر صفات اختصاص به ذات خدا دارد.

 

عالم سوم: توحید اسماء و در ایجا اسماء خود را گم می کند و دیگر در خود نمی یابد و می فهمد که عالم و قادر رازق و... همه ذات اوست.

 

عالم چهارم: توحید ذات، این مرحله از شهود و توحید ذاتی است و به مقام فنای ذاتی می رسد یعنی ذات و وجود خود را گم می کند و ابدا خود را نمی یابد و می فهمد ذات مقدس حضرت حق است.

 

-از این مرحله از شهود عرفا تعبیر به عنقا و سیمرغ نموده اند چون هرگز کسی نه جایش و آشیانش را می داند و نه قادر بر شکارش است مگر لطف حق رهنمون گردد.

 

برو این دام بر مرغ دگر نه که عنقا را بلند است آشیان

 

باشد که با شناخت طریق و بعد راه و مدد از الطاف بیکران حضرت حق جل جلاله هر چع سریعتر در این مسیر گام برداشته و به وادی توحید و فنا برسیم، ان شاءالله.





موضوعات مرتبط: تصوف و عرفان ,
برچسب‌ها: عرفان , ادب , سیر و سلوک , سلوک , عرفان و تصوف , درویشی ,
آخرین مطالب