تبلیغات
سایت اختصاصی طریقت قادری خالصی طالبانی - ابن تیمیه
(( اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‘ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ عَلی‘ الِ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ .))
تاریخ : 1395/05/24
نویسنده : نادر نادری

 ابن تیمیه ?

 ابن بَطوطه (از بزرگان اهل سنت) ابن تیمیّه را دیوانه می خواند

ابن بطوطه، جهان‏گرد نامى مراكشى در سفرنامه ‏اش می ‏نویسد:در دمشق

 یكى از بزرگان فقهاى حنبلى به نام ابن تیمیّه را دیدم كه در فنون

مختلف سخن می گوید، ولى عقل او سالم نبود ...

 

بقیه در ادامه مطالب:


 

 

 

شوکانی( از بزرگان اهل سنت) می گوید اطلاق شیخ الإسلام به ابن تیمیّه كفر است.محمّد بخارى حنفى متوفاى سال 841 در بدعت‏ گذارى و تكفیر ابن تیمیّه بی ‏پرده سخن گفته است، تا آن‏جا كه در مجلس خود تصریح نموده است كه اگر كسى ابن تیمیّه را «شیخ الاسلام» بداند، كافر است.

( بدر الطالع، ج 2، ص 260)

 

* ابن حجر مكّى(از بزرگان اهل سنت) ابن تیمیّه را گمراه و گمراه‏ گر می ‏شمارد

ابن حجر مكّى متوفّاى 974، از دانشمندان بزرگ اهل سنّت، در باره ابن تیمیّه می ‏نویسد:

خدا او را خوار، گمراه، كور و كر گردانیده است و پیشوایان اهل سنّت و معاصرین وى از شافعی‏ها، مالكی‏ها وحنفی‏ها، بر فساد افكار و اقوال او تصریح دارند ... سخنان ابن ‏تیمیّه فاقد ارزش بوده و او فردى بدعت‏گذار، گمراه، گمراه‏ گر و غیرمعتدل است، خداوند با او به عدالت خود رفتار نماید و ما را از شرّ عقیده و راه و رسم وى حفظ نماید. (الفتاوى الحدیثه، ص 86.)

 

* قاضى شافعى (از بزرگان اهل سنت) پیروان ابن تیمیّه را مهدور الدم می ‏داند

ابن حجر عسقلانى متوفّاى 852 و شوكانى متوفّاى 1255، دو تن از عالمان بزرگ اهل سنّت مى‏نویسند: قاضى شافعى دمشق دستور داد كه در دمشق اعلام كنند كه: هر كس معتقد به عقاید ابن تیمیّه باشد، خون و مالش حلال است.

(الدرر الكامنة، ج 1، ص 147؛ البدر الطالع، ج 1، ص 67 و مرآة الجنان، ج 2، ص 242)

 

* حصنى دمشقى (از بزرگان اهل سنت) ابن تیمیّه را زندیق می ‏داند

حصنى دمشقى مى‏نویسد: ابن تیمیّه ‏اى را كه دریاى علم توصیف مى‏كنند، برخى از پیشوایان، او را زندیق (ملحد) مطلق مى‏شمارند.

علّت گفتار بعضى از پیشوایان هم این است كه تمام آثار علمى ابن تیمیّه را بررسى كرده و به اعتقاد صحیحى برنخورده است؛ مگر این كه وى در موارد متعدّد برخى از مسلمانان را تكفیر مى‏كند و برخى دیگر را گمراه مى‏داند.

با این كه كتاب‏هاى وى آمیخته به تشبیه حقّ به مخلوقات و تجسیم ذات بارى تعالى و هم چنین جسارت به ساحت مقدّس رسول اكرم [ صلى‏الله ‏علیه‏ و‏سلم] و شیخین و تكفیر عبد اللّه بن عباس است.

وى ابن عباس را ملحد و عبد اللّه عمر را مجرم، گمراه و بدعت گذار مى‏داند، این سخنان ناروا را در كتاب الصراط المستقیم خود بیان كرده است

(دفع الشبه عن الرسول، تحقیق جماعة من العلماء، ص 125)

 

* حصنى دمشقى در جاى دیگر مى‏نویسد:

ابن تیمیّه گفته است: هر كس به مرده و یا فرد دور از نظر استغاثه كند ... ظالم، گمراه و مشرك است.

از این سخن ابن تیمیّه، بدن انسان مى‏لرزد، این سخن، پیش از زندیق حرّان، ابن تیمیّه از دهان كسى در هیچ زمان و هیچ مكانى بیرون نیامده است. این زندیق نادان و خشك، داستان عمر را وسیله ‏اى براى رسیدن به نیّت ناپاكش در بی اعتنایى به ساحت حضرت رسول اكرم، سیّد اوّلین و آخرین، قرار داده و با این سخنان بى ‏اساس، مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده است و مدّعى شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است. این عقیده به یقین كفر و در واقع زندقه و نفاق است.

(دفع الشبه عن الرسول، ص 131)

 

* سُبْكى،(از بزرگان اهل سنت) ابن تیمیّه را بدعت گذار می داند

سُبكى متوفّاى سال 756 هجرى، از دانشمندان پرآوازه اهل سنّت و معاصر ابن تیمیّه مى‏نویسد:

او در پوشش پیروى از كتاب و سنّت، در عقاید اسلامى بدعت گذاشت و اركان اسلام را درهم شكست. او با اتّفاق مسلمانان به مخالفت برخاست و سخنى گفت كه لازمه آن جسمانى بودن خدا و مركّب بودن ذات اوست، تا آن جا كه ازلى بودن عالَم را ملتزم شد و با این سخنان حتّى از 73 فرقه نیز بیرون رفت.

(طبقات الشافعیّه،ج9،ص 253؛السیف الصقیل، ص17و الدرّة المضیئة فى الردّ على ابن تیمیّه، ص5)

 

* ابن حجر(از بزرگان اهل سنت) و نسبت نفاق به ابن تیمیّه

ابن حجر عسقلانى كه از اركان علمى و حافظ على الاطلاق اهل سنّت به شمار مى‏رود در باره ابن تیمیّه مى‏نویسد: بزرگان اهل سنّت در باره ابن تیمیّه نظریّه‏ هاى مختلفى دارند، بعضى معتقدند كه وى قائل به تجسیم است؛ زیرا او در كتاب العقیدة الحمویّة براى خداوند تعالى دست و پا، ساق پا و صورت، تصوّر كرده است. و بعضى به سبب مخالفت او با توسّل و استغاثه به رسول اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله كه این نیز تنقیص مقام نبوّت و مخالفت با عظمت حضرت به حساب می ‏آید، وى را زندیق و بى دین دانسته ‏اند. و بعضى به جهت سخنان زشتى كه در باره على [رضی الله عنه] بیان داشته وى را منافق دانسته ‏اند. چون وى گفته است: على بن ابى طالب[رضی الله عنه] بارها براى به ‏دست آوردن خلافت تلاش كرد، ولى كسى او را یارى نكرد، جنگ‏هاى او براى دیانت خواهى نبود، بلكه براى ریاست طلبى بود. اسلام ابوبكر، از اسلام على[ رضی الله عنه ] كه در دوران طفولیّت صورت گرفته باارزش‏تر است؛و هم‏چنین خواستگارى على[رضی الله عنه]از دختر ابو جهل، نقص بزرگى براى وى به ‏شمار می‏رود. تمامى این سخنان نشانه نفاق اوست، چون پیامبر گرامى [صلى ‏الله ‏علیه‏ وسلم] به على [رضی الله عنه] فرموده است:جز منافق كسى تو را دشمن نمى‏ دارد.

(الدرر الكامنة فى أعیان المائة الثامنة، ج 1، ص 155)

 

* ذهبى( از بزرگان اهل سنت) پیروان ابن تیمیه را بیگانه، فرومایه و مكّار می ‏داند

ذهبى متوفّاى 774، دانشمند بلند آوازه اهل سنّت كه خود همانند ابن تیمیّه، حنبلى مذهب بود و در علم حدیث و رجال سرآمد عصر خویش بود، در نامه‏اى خطاب به وى می ‏نویسد:

یا خیبة! من اتّبعك فإنّه معرض للزندقة والإنحلال ... فهل معظم أتباعك إلاّ قعید مربوط، خفیف العقل، أو عامیّ، كذّاب، بلید الذهن، أو غریب واجم قویّ المكر، أو ناشف صالح عدیم الفهم، فإن لم تصدّقنى ففتّشهم وزِنْهم بالعدل ... ؛

اى بی‏چاره! آنان كه از تو متابعت مى‏كنند در پرتگاه زندقه و كفر و نابودى قرار دارند ... نه این است كه عمده پیروان تو عقب مانده، گوشه گیر، سبك عقل، عوام، دروغ‏گو، كودن، بیگانه، فرومایه، مكّار، خشك، ظاهر الصلاح و فاقد فهم هستند. اگر سخن مرا قبول ندارى آنان را امتحان كن و با مقیاس عدالت بسنج.

تا آن جا كه می ‏نویسد:

گمان نمی ‏كنم تو سخن مرا قبول كنى! و به نصیحت‏هاى من گوش فرا دهى! تو با من كه دوستت هستم این چنین برخورد می ‏كنى پس با دشمنانت چه خواهى كرد؟ به خدا سوگند، در میان دشمنانت، افراد صالح و شایسته و عاقل و دانشور فراوانند، چنان كه در میان دوستان تو افراد آلوده، دروغ‏گو، نادان و بی عار زیاد به چشم می ‏خورند.

( الإعلان بالتوبیخ، ص 77 و تكملة السیف الصقیل، ص 218)




موضوعات مرتبط: تصوف و عرفان ,
برچسب‌ها: ابن تیمیه , ابن , تیمیه , استاد تیمیه , ابی تیمیه , امام تیمیه , شیخ تیمیه ,
آخرین مطالب